۱۳۸۸/۱۰/۲۸
دو حكايت خواندني از مقام معظم رهبري
شفاف : شايد در دوراني كه فضاي سياسي كشور آكنده از غبار است ، بسياري از شخصيت هاي سياسي كشور و نظام جمهوري اسلامي مظلوم واقع شوند . چرا كه در چنين شرايطي عرصه به دست افراطيون مي افتد و كساني كه همواره منطق و اخلاق را در نظر دارند مورد هجوم افراطيوني قرار مي گيرند كه حداقلي از انصاف را نيز برخوردار نيستند .
بي ترديد يكي از شخصيت هاي مظلوم چند ماه گذشته در كشور شخصيت ناشناخته مقام معظم رهبري است كه البته شايد كوتاهي هايي نيز از طرف رسانه هاي حامي اعتدال و ميانه روي در نشان دادن شخصيت واقعي ايشان داشته اند .
اين در حالي است كه امروز يكي از رسانه هاي نزديك به جريان اصولگرا برخي از ديدگاه هاي رهبري نظام را منتشر كرد كه در جاي خود قابل تأمل است .
امام گفتند عجب، من نمیدانستم!
بد نیست من خاطرهیی را برای شما نقل كنم؛ هرچند كه به خیلی از دوستان هم این را گفتهام. امام یك وقت در اوایل انقلاب در سخنرانیهایشان از معاویه بهصورت طعنآمیزی اسم میآورند. شما میدانید كه من مدتی را در بلوچستان بودم و با خیلی از علمای آنجا دوستِ نزدیك هستم. مردم و علمای سنیِ آن منطقه، معاویه را مقدس میدانند. به امام عرض كردم كه در طرف شرقِ كشورمان، چند صد میلیون نفر معاویه را محترم میشمارند و او را خالالمؤمنین میدانند ـ البته بهحق یا بناحق آن، مربوط به جلسهی بحث است ـ یعنی مسلمانان هند، پاكستان، بنگلادش و افغانستان اغلب سنیِ حنفیاند؛ اینها معاویه را محترم میشمارند. امام گفتند عجب، من نمیدانستم! من بعد از آن در طول این ده، یازده سال یك جملهی طعنآمیز از امام راجع به معاویه نشنیدم. من خودم در نماز جمعه راجع به جنگ صفین و سایر جنگهای امیرالمؤمنین صحبت میكنم؛ اما اهانت نمیكنم. تاریخگویی، یك حرف است؛ اهانت، حرف دیگری است. تاریخِ بیست و سه سالهی بعد از رحلت پیامبر تا خلافت امیرالمؤمنین، یك تاریخِ قابل بررسی است؛ باید بررسی شود؛ اما در آن اهانت و جسارت به خلفا به هیچ وجه نباید باشد.
بیانات در دیدار با اعضای «گروه ویژه» و «گروه معارف اسلامی» صدا 13/12/1370
امام گفتند آری، اكثریت گفتند نه!
در زمان امام(رض) میدیدیم كه ایشان مطلبی را میفرمودند، اما در مجلس همه به آن رأی نمیدادند؛ نمیشود گفت اینها ضدّ ولایت فقیهاند. یادم هست كه یك وقت راجع به رادیو و تلویزیون یك نظر این بود كه رؤسای سه قوه، شورای عالی رادیو و تلویزیون باشند. بنده خودم با ایشان صحبت كرده بودم و میدانستم كه نظرشان این است كه رئیس جمهور و رئیس مجلس و رئیس قوهی قضاییه، اعضای شورای سرپرستی را تشكیل بدهند. وقتی این پیشنهاد به مجلس آمد، آقای هاشمی آن را مطرح كردند؛ اما با اكثریت قاطعی رد شد! با اینكه ایشان هم گفتند كه این نظر امام است، اما فقط عدهی معدودی به آن رأی دادند! واقعاً نمیشود به آن اكثریت گفت كه شما ضدّ ولایت فقیه هستید؛ نه، همهشان هم فداییِ امام و علاقهمند به امام و مخلص امام بودند؛ خیلیهایشان هم جبههبرو بودند؛ اما این حرف را قبول نداشتند؛ بنابراین باید واقعاً این چیزها از هم تفكیك بشود.
در همان وقت ما كسانی را میشناختیم كه به فلان مركز میرفتند و صحبت میكردند و در اصلِ اعتبارِ نظر ولایت فقیه خدشه میكردند! این حرفها مربوط به امروز نیست كه حالا كسی خیال كند بعضیها امروز این حرفها را میزنند؛ نه، همان زمان میزدند. غرض، رمی به «ضدیت با ولایت فقیه» چیز آسانی نیست كه ما تا اندك چیزی از كسی دیدیم، فوراً این مُهر را به پیشانیِ او بزنیم؛ ضدیت با ولایت فقیه، شواهد و ضوابطی دارد. علیایحال، این جهات اخلاقی باید خیلی با دقت رعایت بشود. البته آقایانی كه بحمدالله در رأس هستند ـ چه خودِ آقایان شورای نگهبان، چه آقایانی كه همكاری میكنند ـ نزاهت و طهارتشان اظهر از این است كه كسی بخواهد دربارهی آن چیزی بگوید، یا چنین توصیههایی بكند؛ لیكن در سطح عام این معنا هست.
بیانات در دیدار با اعضای هیأت مركزی نظارت بر انتخابات مجلس 4/12/1370
نسخه قابل چاپ
نظرات كاربران:
ارسال نظر شما در مورد اين موضوع:
پست الكترونيك:
|