در فرم کمپین یک میلیون امضا که توسط فمینیستها تدارک دیده شد، ابتدا چند مثال از قوانینی که به نظرشان ناعادلانه میآید ارایه و پارهای از مشکلات اجتماعی نیز بیتوجه به ریشههای آن به قوانین اسلامی نسبت داده شده است
کمپین یک میلیون امضا یکی از فعالیتهای چند سال اخیر فمینیستهای ایرانی است. آنها تلاش میکنند یک میلیون زن و مرد ایرانی را برای امضای یک درخواست، متقاعد سازند. در این درخواست، از مراجع قانونی کشور خواسته شده بر خلاف دستورهای اسلامی، تمامی قوانین از ازدواج و طلاق گرفته تا دیه و ارث را در راستای برابری زن و مرد تغییر دهند. اگرچه اغلب فعالان فمینیست بارها به سکولار بودن خود تصریح کردهاند و شریعت اسلام را به عنوان مبانی حقوقی نمیپذیرند اما برای همراه کردن تودههای مردم با این درخواست، برای مخاطبان مشترع خود تأکید میکنند که این تغییرات هیچ ضدیتی با مبانی اسلامی ندارد، زیرا:
«جزو اصول دین به
شمار نمی
آید و تغییر قوانینی که در این کمپین مورد درخواست است محل اختلاف بین مجتهدین و علمای دین است و بسیاری از فقها از جمله
«آیتالله صانعی
» یا «آیتالله بجنوردی
» و شمار دیگری از مجتهدین سالهاست که بازنگری در قوانین تبعیض
آمیز علیه زنان را مورد
تأیید قرار دادهاند و تغییر آن
ها را مغایر با اسلام ندانسته
اند و از سوی دیگر
گروههای مختلفی از فعالان اجتماعی با در نظر داشتن اعتقادهای مذهبی و با اعتقاد به فقه پویا در شیعه از این حرکت حمایت کرده و در راستای تبیین همخوانی این تغییرات با اسلام تلاش میکنند.»
[1]
متأسفانه این سو استفاده از مفهوم فقه پویا ممکن است برخی از مردم را متقاعد کند اما در واقع چنین نگاهی صحیح نیست. اگر چه فقه شیعه پویا است اما در عین حال اصول محکم و تغییر ناپذیری دارد که این پویایی و انعطاف پذیری در درون آن چارچوبها تعریف میشود. رویکرد روشنفکران دینی آن است که قوانین اسلام را به قامت مطالبات انسان مدرن، کوتاه و بلند کنند، در حالی که فقه شیعه چنین اجازهای را نمیدهد. به دلیل همین تخطی از اصول تفقه و اجتهاد است که مرجعیت کسانی مانند آ«قای صانعی» از سوی جامعهی مدرسین حوزهی علمیهی قم رد میشود، البته باب بازنگریهای جزیی و تطبیقهای روشمند با مقتضیات زمان باز است؛ چنان که در مسألهی ارث بردن زنان از بعضی اموال یا مسایل باروری اتفاق افتاد و بسیاری حوزههای دیگر مانند آن نیازمند بازنگری است اما این به هیچ وجه به معنی تغییر قوانین مسلم، مصرح، عادلانه و حکیمانهی دینی در جهت مطالبات فمینیستی نیست.
«شادی صدر
»، از فعالان فمینیست، این خصوصیت اجتهاد شیعی را به خوبی میشناسد و به همین دلیل از آن به عنوان یک مانع بر سر راه مطالبات فمینیستی نام میبرد؛[2] اما فعالان کمپین هنگام مواجهه با مردم عادی چنین وانمود میکنند که فقه شیعه هیچ ضدیتی با این تغییرات برابری خواهانه ندارد. به این ترتیب، علاوه بر شبهه افکنی نسبت به قوانین اسلامی و بیان نمونههایی از زنان تیره بخت گرفتار در چنگال این قوانین، در مورد فقه شیعه نیز اطلاعات غلط داده میشود و مطالبات نادرستی در مخاطبان کم اطلاع و بیدفاع، ایجاد میشود. یکی از ویژگیهای کمپین نیز در همین تعامل با تودههای مردم است.
کمپین در لغت به معنی کارزار یا پیکار است و معمولاً به تلاش دسته جمعی، برنامهریزی شده و زمانمند برای دستیابی به یک هدف خاص گفته میشود. کمپینها به طور معمول رویکرد عملگرا دارند و به صورت شبکهای عمل میکنند. در رویکردهای عملگرا بدون آنکه برای هم راستا شدن افکار و ایدئولوژیها تلاش شود، تمامی فعالان با سلیقهها و نظرهای مختلف روی عملی کردن یک هدف قابل دستیابی به توافق میرسند. یکی از بهترین راهها برای نیل به هدف انتخاب شده، فعالیت شبکهای است. شبکهها هیچ تشکیلات متمرکز و سلسله مراتبی ندارند و از کارآمدترین شیوههای ارتباطی استفاده میکنند.
رویکرد روشنفکران دینی آن است که قوانین اسلام را به قامت مطالبات انسان مدرن، کوتاه و بلند کنند، در حالی که فقه شیعه چنین اجازهای را نمیدهد. به دلیل همین تخطی از اصول تفقه و اجتهاد است که مرجعیت کسانی مانند آ«قای صانعی» از سوی جامعهی مدرسین حوزهی علمیهی قم رد میشود...
نحوهی فعالیت شرکتهای هرمی نوعی از این فعالیتهای شبکهای است که علاوه بر گسترش سریع و وسیع، فضای کافی برای خلاقیت و فعالیت تمامی اعضا در شاخههای دور دست نیز ایجاد میکند و مانع درگیر شدن آنها در موانع بروکراتیک برای ارتباط با مرکز میشود. شبکهها به دلیل ساختار خاصشان با تودههای مردم در ارتباط قرار میگیرند که این موضوع همیشه یکی از نقاط ضعف جدی حرکتهای فمینیستی در ایران بوده است. زیرا فمینیستها به دلیل فاصله داشتن با دغدغهی تودههای مردم و به دلیل ضدیت با قوانین اسلامی به طور معمول در جذب این تودهها ناتوان بودهاند. تمامی این ویژگیها باعث شده فمینیستهای فعال در ایران برای بسط اندیشههای خود در میان مردم عادی از پتانسیلهای فعالیت شبکهای بهره ببرند.
شیوهی کار فعالان کمپین یک میلیون امضا به این شکل است که هر کس میتواند فرم درخواست را از اینترنت دانلود کند. در این فرم، ابتدا چند مثال از قوانینی که به نظرشان ناعادلانه میآید ارائه و پارهای از مشکلات اجتماعی نیز بیتوجه به ریشههای آن به قوانین اسلامی نسبت داده شده است. سپس از مراجع قانونی درخواست میشود تمامی قوانین کشور بر اساس معاهدههای بینالمللی به نفع برابری زن و مرد تغییر کند. منظور از معاهدههای بینالمللی عمدتاً کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان است که در دوران اصلاحات تلاش زیادی برای پیوستن به آن صورت گرفت و حتی در مجلس ششم نیز به تصویب رسید اما شورای نگهبان موارد متعددی از مخالفت با شرع در آن یافت و موضوع به مجمع تشخیص مصلحت ارجاع داده شد و تاکنون فشارهای فراوانی بر مجمع وارد شده تا پیوستن ایران به کنوانسیون را تصویب کنند. این کمپین نیز یکی از این تلاشهاست.
فرمهای درخواست به دو صورت آمادهی چاپ است. یکی از آنها تنها محل یک امضا دارد که با ذکر نام و نام خانوادگی فرد همراه است و او باید فرم امضا شده را به صندوق پستی مربوط، ارسال کند. در نوع دیگر فرم، جدولی برای جمع آوری 10 امضا هست یعنی هر نفر باید برای متقاعد کردن 10 نفر تلاش کند و این زنجیره ادامه پیدا میکند. جزواتی نیز برای تبیین هر چه بیشتر میزان ظلمی که قوانین اسلامی بر زنان روا میدارد، توسط فعالان کمپین تهیه شده که افراد جمع کنندهی امضا میتوانند از آن برای متقاعد کردن استفاده کنند.
در فرم کمپین یک میلیون امضای فمینیستها از مراجع قانونی درخواست میشود تمامی قوانین کشور بر اساس معاهدههای بینالمللی به نفع برابری زن و مرد تغییر کند که منظور از معاهدههای بینالمللی عمدتاً کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان است
کمپین هنوز بعد از چهار سال فعالیت در ایران و همهی کشورهای دیگری که ایرانیان به صورت مهاجر زندگی میکنند، نتوانسته یک میلیون امضا را جمع کند و این نشان دهندهی بیاعتمادی مردم نسبت به مطالبات فمینیستی و استمرار ناتوانی فمینیستها در ارتباط گرفتن با تودههای مردم است اما این وضعیت نباید ما را دچار غفلت کند.
ارتباط چهره به چهرهی فعالان کمپین با مردمی که با حکمت بسیاری از قوانین اسلامی به دلیل کم کاری مراجع مسؤول آشنا نیستند یا از سنتهای غلط به ظاهر دینی آسیب دیدهاند یا شاهد بیعدالتی در حق خود یا خانوادهشان در دادگاهها بودهاند یا هیچ شناختی از آسیبهای مطالبات مدرن بر زندگی فردی و حیات اجتماعی ندارند و دلالتهای سکولار این مطالبات را نمیشناسند، به سادگی میتواند بذر شبهه را در دل آنها بنشاند و آن را بپروراند. این شبههها به مرور زمان و در بستر برخی وقایع اجتماعی و سیاسی ثمرات شومی به بار خواهد آورد. به دلیل همین آثار فرهنگی است که فعالیتهای فمینیستی به شدت مورد حمایت سازمانهای بین المللی است.
یکی از مسؤولیتهای نانوشتهی این سازمانها ترویج سکولاریسم و سبک زندگی مدرن در کشورهای اسلامی و حذف مقاومتهای اسلامی از این راه است و فمینیستها به راحتی میتوانند در پوشش مطالبات برابری خواهانهی زنان این آموزهها را در جوامع اسلامی رواج دهند. در این صورت دولتهایی که متوجه خطر این فعالیتهای فرهنگی باشند و به هر نحوه دست به مقابله بزنند با هجمهی این سازمانها و قدرتهای حامی آنها روبهرو خواهند شد که این روند نشان دهندهی باطن سیاسی فعالیتهای به ظاهر فرهنگی است.
[1] سایت تغییر برای برابری. سایت رسمی کمپین یک میلیون امضا
[2]برنامه پرگار در شبکه بی بی سی فارسی. عنوان برنامه: فمینیسم ایرانی(*)
*فاطمه هاجری؛ پوهشگر/انتهای متن/