اصلاحطلبان الگوی کار شبکهای را در جریان انتخابات و حوادث پس از آن الگوبرداری کردند .حضور فعال کنشگران فعال فمینیسم شبکهای در حوادث 1388و دستگیری تعدادی از آنان، نه تنها پیوند این دو جریان را با یکدیگر نشان میدهد، بلکه از نقش فعالتر کنگشران زن نیز حکایت دارد...
در حوزهی مباحث زنان، جریانهای مختلف با طرح شعارهایی مانند ایجاد برابری میان زن و مرد، مبارزه با ظلم تاریخی علیه زنان و اقامهی عدالت در خانواده و... در پی همراه ساختن گروههای اجتماعی و یارگیری سیاسی برای خود هستند. طیف گستردهای در جنبش زنان وجود دارند که در آن هم فمینیستهای رادیکال ضد خانواده که معتقدند منشأ ظلم به زن، خانواده است، دیده میشود؛ هم فمینیستی که زن و مرد را جدا میداند و هم طیفی که کم و بیش خانواده و مادری را به رسمیت میشناسد. در این نوشتار سعی شده٬ جریانهای زنانه در ایران قبل و بعد از انقلاب اسلامی معرفی شوند.
جریان شناسی جنبش زنان در ایران
عصر مشروطه
در انقلاب مشروطه زنان در بسیاری از عرصهها پا به پای مردان حرکت کردند و نخستین فعالیتهای رسمی سیاسی زنان در این دوران به وقوع پیوست. از مهمترین مظاهر جنبش زنان در عصر مشروطه مشارکت طلبی سیاسی، مبارزه و تلاش برای تأسیس مدارس دخترانه، تلاش برای تغییر فرهنگ مردسالار، حمایت و مشارکت در تأسیس بانک ملی، تحریم کالاهای وارداتی و حمایت از صنایع داخلی، تحکیم نظام پارلمانی و حمایت از مشروطه خواهان بود.
[1]
جنبشهای سیاسی- اجتماعی دوران قاجار، برای نخستین بار در تاریخ ایران موجب تأسیس مدارس ویژهی دختران، انتشار مجلات و روزنامههای مخصوص زنان و ایجاد انجمنها، سازمانها و محافل مختلف زنانه گردید. این جنبشها نقش فراوانی در تحولاتی که در دوران پهلوی در حوزهی مباحث زنان به وجود آمده است، داشتهاند.
عصر پهلوی اول
با روی کار آمدن رضاخان و ایجاد فضای اختناق در کشور، جنبشهای زنان به ویژه آنهایی که با گرایشهای چپ حرکت میکردند، سرکوب شدند و بسیاری از نشریات نیز تعطیل شد. در اردیبهشت 1314 رضاخان به وزیر فرهنگ خود «علی اصغر حکمت»، دستور تشکیل جمعیتی از زنان را داد که بعدها کانون بانوان نام گرفت و هدف از تشکیلش زمینه سازی برای کشف حجاب بود. مهمترین و تلخترین حادثهی این دوران، کشف حجاب در 17 دی1314 بود.
مهمترین مظاهر جنبش زنان در عصر مشروطه مشارکت طلبی سیاسی، مبارزه و تلاش برای تأسیس مدارس دخترانه، تلاش برای تغییر فرهنگ مردسالار، حمایت و مشارکت در تأسیس بانک ملی، تحریم کالاهای وارداتی و حمایت از صنایع داخلی، تحکیم نظام پارلمانی و حمایت از مشروطه خواهان بود.
عصر پهلوی دوم
از سقوط رضاخان تا کودتای 28مرداد انجمنهای مستقل زنان٬ به علت فضای باز سیاسی تشکیل شدند. در طول سالهای 1320 تا 1328 نیز، سه نشریه ویژهی زنان منتشر میشد. بعد از کودتای 28مرداد مجدد دیکتاتوری بر فضای جامعه حاکم شد و انجمنهای مستقل زنان نیز تعطیل شدند. در سال 1338 انجمن زنان دوباره توسط اشرف پهلوی در کشور راهاندازی شد و شاخههای آن با حمایت دولت در کشور گسترش یافت. این انجمن در سال 1334 فعالیتهای خود را بر بهداشت، تحصیلات و نیکوکاری متمرکز کرد و به «سازمان زنان ایران» تغییر نام یافت.
در کنار حرکت زنان غیرمذهبی که مورد حمایت دولت بودند، کسانی مانند دکتر شریعتی و شهید مطهری کوشیدند تا الگوی متفاوتی از زن مسلمان ارایه دهند. دکتر شریعتی کتاب پرفروش «فاطمه فاطمه است» و «زن» را چاپ کرد و شهید مطهری نیز شروع به انتشار مجموعه داستانهایی در مورد زنان مشهور اسلام در مجلهی لاییک «زن روز» نمود. همچنین وی مباحث حقوق زن در اسلام را پیش کشید و تلاش کرد جایگاه زنان را در اسلام و قوانین آن ترسیم کند.
جریان شناسی دفاع از حقوق زنان در سالهای پس از انقلاب
جریان سیاسی دفاع از حقوق زنان
سالهای 62 تا 67 مقطع دوم جریانهای سیاسی زنان و زمان شکلگیری و تقویت گروههای فمینیستی ایرانیان خارج از کشور است. در این مقطع زمانی هرچند این گروهها سعی میکردند حوزهی مباحث فرهنگی خود را به داخل کشور بکشانند اما فضای جامعهی ایرانی که درگیر دفاع مقدس بود به آنان مجال طرح این مباحث را نمیداد.
دو عامل در شکلگیری جریان سیاسی خارج از کشور نقش اساسی داشت:
1- با ورود گروهکهای مخالف جمهوری اسلامی به فاز مبارزهی مسلحانه و برخورد قاطع مردم و نظام با آنان، عدهای دستگیر و عدهای به کشورهای اروپایی و آمریکا فرار کردند. دفاع از حقوق زنان برای این جریان به مهمترین ابزار براندازی تبدیل شد.
2- نظام سلطهی جهانی نیز پس از شکست در براندازی نظام از راه نظامی، استحالهی فرهنگی را دستور کار قرار داد که توجه به مقولهی زنان و استفاده از اپوزسیون مقیم خارج راهی میانبر به شمار میرفت.
از طرفی دیگر٬ جریان روشن فکری در درون روزنامهی «کیهان» شکل گرفت. آنان محفلی داشتند که بعدها به نام «حلقهی کیان» مشهور شد.
«محمد قوچانی» توضیح میدهد این گروه 108 نفر بودند که جلسات خانگی تشکیل میدادند و به تحلیلهای ایدئولوژیک میپرداختند و در مؤسسهی «کیهان»، از جمله در مجلهی «زن روز» نفوذ داشتند. البته با تغییر نمایندهی امام در روزنامهی «کیهان» این افراد از کیهان اخراج شدند و مجلهی «کیان» و پس از آن مجلهی «زنان» را راهاندازی کردند. طبق تقسیمبندی فمینیستهای داخل کشور، این دوران «فمینیسم محفلی» نامیده میشود.
سالهای 57 تا 61 مرحلهی اول پیدایش و رشد جریانهای زنانه به شمار میرود. در این دوران که دوران خمودی و خموشی جنبشهای زنان نیز محسوب میشود، تمام دغدغهی فعالان زن، بحثهای سیاسی است.
مرحلهی سوم فعالیت جریان سیاسی با پایان جنگ، آغاز شد. با رشد این جریان تشکلهای متعددی در آمریکا و اروپا به وجود آمدند، از جمله: «بنیاد پژوهشهای زنان ایران» در آمریکا، «انجمن بین المللی قلم» در سوئد، «بنیاد مطالعات ایران» در آمریکا به سرپرستی اشرف پهلوی، «بنیاد فرهنگ ایران» در فرانسه، «انجمن زنان ایرانی» در لس آنجلس و .... نشریات فارسی زبان متعددی با همین گرایش آغاز انتشار کردند: آوای زن، نیمهی دیگر، پویش، زنان و بنیادگرایی، در سوئد، کنکاش و ایران نامه در آمریکا.
در این دوره، جریان سیاسی با نا امید شدن از سقوط نظام و مناسب دیدن زمینهی داخلی برای فعالیت داخل کشور، تصمیم میگیرد با حمایتهای خود جریان دفاع از زنان را داخل کشور سازماندهی کند. ویژگی این مقطع محوریت مباحث حقوقی زنان است.
از سال 75 جنبش زنان وارد مرحلهی چهارم شده است. ویژگی این مقطع تکیه بر مسألهی آزادی زنان، روابط دختر و پسر و انتقاد از خانواده است. به نظر میرسد تأکید افراطی بر روابط زن و مرد بر اساس تئوریهایی است که برای مهار بنیادگرایی اسلامی پیشنهاد شده است.
ویژگیهای جریان سیاسی عبارتانداز: «ضدیت با اسلام و ارزشهای اسلامی و به طور خاص مبارزه با حجاب، مخالفت با جمهوری اسلامی، بیتوجهی به ارزشهای اخلاقی و تضعیف نهاد خانواده»
جریان سکولار دفاع از حقوق زنان
برخی از افراد مؤثر این جریان که از فعالان طرح مباحث حقوقی در دوران پهلوی بودند پس از یک رکود ده ساله از حدود سال 68 شروع به فعالیت مجدد کردند و مباحث حقوقی زنان را با محور قراردادن عرف به جای شرع مطرح کردند. مهمترین زمینههای داخلی رشد و گسترش مباحث زنان در دههی دوم انقلاب به این شرح است:
1- پایان جنگ تحمیلی و فراهم شدن زمینه برای طرح خواستههای اقشار مختلف از جمله زنان؛
2- تغییر شرایط فرهنگی کشور؛
3- ایجاد فضای باز سیاسی و فرهنگی و به دنبال آن طرح دیدگاههای فمینیستی؛
4- رواج فرهنگ و ادبیات توسعه محور که به شدت متأثر از آموزههای غربی بود؛
5- توسعهی سطح آموزش زنان به ویژه در مقاطع دانشگاهی؛
6- بهبود نسبی سطح تأمین و رفاه اجتماعی زنان؛ و از همه مهمتر
7- تغییر نگرش بسیاری از زنان مذهبی فعال در مراکز و مؤسسات فرهنگی و دستگاههای اجرایی؛
در مقطع زمانی سالهای 70 تا 76 نگرش حقوقی بر این جریان حاکم است. این نگرش فقه را مشکل زنان میداند. به عنوان مثال میتوان به اقدامهای شیرین عبادی و مهرانگیز کار در زمینهی موضوعات ارث، دیه، شهادت و ... اشاره کرد. فمینیسم دههی دوم انقلاب را فمینیسم مطبوعاتی نامیدهاند.
از 76 به بعد با تغییر محسوس فضای فرهنگی کشور گرایش معرفت شناسانهی فمینیستی حاکم میشود. به عنوان مثال مقالات نوشین احمدی خراسانی با موضوعات فرودستی زنان، کار خانگی و ...
ویژگیهای جریان سکولار عبارتاند از:
1- استفادهی ابزاری از دین؛ 2- ارایه نکردن طرح و الگوی مشخص و عملی؛ 3- پذیرش منفعلانهی حقوق غربی؛ و 4- دین زدایی از حرکت اصلاحی زنان.
نویسندگان وابسته به این جریان در مقالاتی که در داخل کشور منتشر میکنند بسیار از اسلام دم میزنند و از «روح رئوف اسلام» و «روح والای اسلام» سخن میگویند ولی وقتی در خارج از کشور مجالی برای صحبت مییابند حرف دل خود را میزنند. برای روشن شدن این تناقض دو نمونه اشاره میشود:
اظهار نظر شیرین عبادی درمورد احکام اسلامی در داخل کشور: «آیا زمان آن فرا نرسیده است که با تمسک به فقه پویای شیعه تغییراتی بنیادی در قوانین داده شود و قوانین را با مقتضای زمان و مکان سازگار سازیم(2) به موجب قانون اساسی که خون بهای شهدای ماست، جرایم سیاسی و مطبوعاتی بایستی در محاکم دادگستری به صورت علنی و با حضورهیأت منصفه برگزار بشود.
[3»
اظهار نظر شیرین عبادی درمورد احکام اسلامی در خارج از کشور: «مواد قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تمامی حقوق بشر را از زنان ایرانی سلب نموده و اصولاً هرآنچه در قانون اساسی ایران مدون شده تماماً نقض حقوق بشر است ... من به عنوان یک زن و یک حقوقدان هر زمان که این مواد قانون اساسی را میخوانم گریه میکنم.»
[4]
جریان سکولار به دلیل برخوردار نبودن از مبانی مستحکم برخاسته از فرهنگ و سنن دینی و ملی و نیز به دلیل نبود درک صحیح از آنچه که در تعالیم اسلامی درمورد زنان مطرح شده است، راه احقاق حقوق زنان را تنها در تن دادن بیقید و شرط به الگوها و هنجارهای متناسب با فمینیسم غربی جستوجو میکند. نمونهی شاخص٬ دفاع بی چون و چرا از کنوانسیون محو تمامی اشکال تبعیض علیه زنان است.
این جریان با هدف دین زدایی از حرکت اصلاحی زنان در پوشش عناوینی چون تاریخ شفاهی زنان، زنان در گذشته یا سال نمای زنان تلاش وسیعی برای مطرح کردن زنانی که پیش از انقلاب در صحنههای فرهنگی و اجتماعی حضور فعال داشتهاند، انجام داده است. نشریات این جریان تعمد خاصی در چاپ عکسهای بدون حجاب از این افراد دارند.
نکتهی قابل توجه موضوع پیوند جریان سکولار با جریان سیاسی فعال در خارج از کشور است. موضع جریان سکولار در عمل کاملاً هماهنگ با جریان سیاسی است و تفاوت کلیدی این دو در آن است که بحث از مسایل زنان در جریان سیاسی به انگیزهی مخالفت با نظام است و در جریان سکولار مخالفت با نظام به انگیزهی دفاع از حقوق زنان است. زنان جریان سکولار در همایشهای خارج از کشور جریان سیاسی شرکت میکنند، هر دو جریان مقالات یکدیگر را چاپ میکنند، از طرحها، الگوها و نمادهای مشترک استفاده میکنند و همزمان یک موضوع را در نشریات خود طرح میکنند.
جریان سکولار به دلیل برخوردار نبودن از مبانی مستحکم برخاسته از فرهنگ و سنن دینی و ملی و نیز به دلیل نبود درک صحیح از آنچه که در تعالیم اسلامی درمورد زنان مطرح شده است، راه احقاق حقوق زنان را تنها در تن دادن بیقید و شرط به الگوها و هنجارهای متناسب با فمینیسم غربی جستوجو میکند.
جریان سیاسی ـ اجتماعی دفاع از حقوق زنان
از نیمهی دوم دههی 70 جریان حمایت از زنان در قالب تشکیل سازمانهای مردم نهاد٬ دنبال شد. سمن، نهادی غیرسیاسی است که کار انتفاعی مالی نمیکند و به کارهای فرهنگی، اجتماعی، خدماتی و حقوقی میپردازد. در این تعریف، چون سمنها به ظاهر سیاسی نیستند، حکومتها انگیزهی مقابله با آنها را ندارند، اما سمنها در عمل زمینههایی یافتهاند که در قالب آن، مفاهیم لیبرال را در کشورهای گوناگون توزیع میکنند. از ویژگیهای فمینیسم (ان.جی.او)ای این است که اول؛ ایدئولوژیک است، یعنی افراد همفکر در این تشکلها دور هم جمع میشوند. دوم؛ سازمان محور یا تشکل محور هستند و ساختار هرمی و رهبر و یا گروه هماهنگ کننده و تصمیمگیرندهی مشخصی دارند. سوم؛ همهی آنها اقشار نخبه و دانشجویان هستند و چهارم؛ شناسنامهی شخصی و محور فعالیت روشنی دارند، زیرا موضوع فعالیت سمنها در ثبت شناسنامهای مشخص میشود؛ برای مثال سمن فرهنگی، اجتماعی و یا امدادی.
از ویژگیهای دیگر فمینیسم (ان.جی.او)ای این بود که نهادهای دولتی به دلیل ملاحظات سیاسی، مذهبی یا تشکیلاتی نمیتوانستند به برخی مسایل وارد شوند و از این رو، سمنها را واسطهی پیگیری امور قرار میدادند.
شیرین عبادی در سال 1382 (2003 میلادی)، به عنوان برندهی جایزهی صلح نوبل مطرح شد. این مسأله، تعجب همه را برانگیخت زیرا در گذشته، برندگان جایزهی نوبل، گامی در راه صلح و یا تثبیت آن هر چند به مفهوم غربی برداشته بودند، اما در پروندهی کاری شیرین عبادی، فعالیتی با عنوان صلح وجود نداشت.
چندی پیش یکی از فعالان جنبش، الهه شریفپور (الهه هیکی) در مصاحبهای اظهار داشت انتصاب شیرین عبادی، به منزلهی پروژکتوری است بر جریان جنبش زنان در ایران و مقابله با آن پرهزینه است. او فردی ضد انقلاب و از فعالان مباحث زنان در خارج است و در مصاحبه اظهار میکند: «من در آن زمان پیشنهاد کردم شیرین عبادی به عنوان برندهی جایزهی صلح مطرح شود.»
«فمینیسم شبکهای» از شهریور 1385 آغاز به کار کرد. فمینیسم شبکهای عملگراست و به ایدئولوژی کاری ندارد و به عبارتی برای آنها فرقی نمیکند که شما مارکسیست، متدین یا سلطنتطلب هستید، فقط همه باید حول یک فعالیت عملی جمع شوید. بر خلاف فمینیسم به شکل سمن که ایدئولوژیگراست، فمینیسم شبکهای عملگراست و به چیز دیگری غیر از موضوع مورد بحث کاری ندارد.
ویژگی دوم این است که در آن هیچ تشکیلات متمرکزی وجود ندارد؛ به عبارتی فمینیستهایی هستند که بر غیرتشکلاتی بودن تأکید میکنند. یعنی در آن داشتن تشکیلات هرمی که رییس و سطوح تشکیلاتی داشته باشد، مهم نیست.
سومین ویژگی، ارتباط با تودهی مردم است نه صرفاً با طبقهای خاص. جزییاتی که این گروه مطرح میکنند، عبارت است از: ساختار تشکیلاتی بسیار لرزان و سست است و هیچ تشکیلات منسجمی وجود ندارد و رهبری هم ندارند و هر کس نظری داشت بیان میکند و به هر جمعبندی که رسیدند، هر فردی به اندازهی تمایلش کار انجام میدهد. با توجه به اینکه تشکیلات منسجمی وجود ندارد، بنابراین هماهنگیها توسط رسانهها، اینترنت و شبکهی ارتباطی انجام میشود. هیچ گروه واحدی نمیتواند در ساختار شبکهای جریان زنان را نمایندگی کند، بلکه افراد هستند که با هم هستههای محلی و به عبارتی گروههای محلی غیرمتمرکز دارند و میتوانند در هر شهری به طور خود مختار عمل کنند.
نکتهی مهم دیگر این است که شبکهها، شناسنامه، تشکیلات، نماینده و محل کار خاصی غیر از فضای مجازی و ارتباطات مردمی و مخفی ندارند و بنابراین مقابله با آنان مشکل است.
فمینیسم شبکهای و انتخابات 88
ایدهی فمینیسم شبکهای در حقیقت ایجاد مرزبندی جدید با شکستن مرزهای پیشین است. اگر در گذشته اعتقادهای بنیادین ما روابط اجتماعیمان را شکل داد، جریان شبکهای به ما میآموزد به جای پیوند براساس اعتقادها، باید پیوندها براساس دغدغهی عملیاتی زودگذر جانشین شود.
اصلاحطلبان الگوی کار شبکهای را در جریان انتخابات و حوادث پس از آن الگوبرداری کردند. شعار هر نفر یک ستاد، استفاده از الگوی ارتباط شبکهای اینترنتی، سخنان اخیر کاندید ناکام که مرزهای خودی و غیرخودی از میان رفته است و هر کس با هر دیدگاهی که به وضعیت موجود معترض است میتواند عضو این شبکهی اجتماعی شود، نشان میدهد خواسته یا ناخواسته، فمینیسم شبکهای تمرینی برای شبکهی اجتماعی انتخابات بود. از قضا حضور فعال کنشگران فعال فمینیسم شبکهای در حوادث 1388و دستگیری تعدادی از آنان، نه تنها پیوند این دو جریان را با یکدیگر نشان میدهد، بلکه از نقش فعالتر کنگشران زن نیز حکایت دارد.
ایدهی فمینیسم شبکهای در حقیقت ایجاد مرزبندی جدید با شکستن مرزهای پیشین است. اگر در گذشته اعتقادهای بنیادین ما روابط اجتماعیمان را شکل داد، جریان شبکهای به ما میآموزد به جای پیوند براساس اعتقادها، باید پیوندها براساس دغدغهی عملیاتی زودگذر جانشین شود.
جریان دینی دفاع از حقوق زنان
طیف تجددگرا
تجددگرایی در حوزهی مسایل زنان را در دو مقطع میتوان بررسی کرد:
الف) دههی دوم استقرار نظام اسلامی: فعالان این دوره در پی این بودند که با ارایهی تبیینهای نو از احکام فقهی مرتبط با زنان، این احکام را با اندیشهی برابری حقوق زن و مرد هماهنگ کنند.
ب)دههی سوم استقرار نظام اسلامی: در این دهه با ورود جریان روشن فکری دینی به عرصهی مباحث زنان، نگاه درون فقهی به نگاه برون فقهی تغییر کرد و نویسندگان اصل این احکام را زیر سؤال میبردند.
انتشار مجلهی زنان را میتوان آغاز رشد و توسعهی این جریان تجددگرا با رویکرد فقهی در نظر گرفت. نشریهی زنان با رویکرد به ظاهر دینی آغاز به کار کرد اما تبدیل به حلقهی ارتباطی جریان سکولار و جریان تجددطلب شد. علاوه بر زنان، نشریاتی چون جامعهی سالم، ایران فردا، فرهنگ توسعه آثار این طیف را منتشر کردهاند. ویژگیهای گرایش فقهی را میتوان ناآگاهی یا تجاهل نسبت به منابع اجتهاد، غفلت از مبانی اجتهاد ازجمله درک نادرست از حکم خدا و درک نادرست حکم امضایی دانست.
دوم خرداد76 سرآغاز حاکمیت گفتمان روشن فکری بر مباحث نظری و مسایل اجرایی به شمار میرود. این جریان در بدو امر از پرداختن به مسایل زنان خودداری کرد که باعث اعتراض جریان سکولار شد و پس از آن جریان روشن فکری دینی با ورود به حوزهی مباحث زنان دیدگاههایی را مطرح کرد که پیش از آن کمتر سابقه داشت. ویژگیهای گرایش غیرفقهی عبارتانداز:
1- اعتقاد به ثبات نداشتن احکام شریعت: عصری بودن احکام شرع، سیالیت احکام، عرضی بودن احکام، اسطورهای بودن احکام فقهی و تغییرپذیری احکام امضایی.
2- لزوم اجتهاد در اصول به جای اجتهاد در فروع
3- علم گرایی و تکیه بر خرد ابزاری
4- حق مداری در برابر تکلیف مداری
5- نسبی دانستن تفسیر عدالت
نشریهی زنان با رویکرد به ظاهر دینی آغاز به کار کرد اما تبدیل به حلقهی ارتباطی جریان سکولار و جریان تجددطلب شد. علاوه بر زنان، نشریاتی چون جامعهی سالم، ایران فردا، فرهنگ توسعه آثار این طیف را منتشر کردهاند
و در پایان طیف اصولگرا
این جریان، فقه اجتهادی را یگانه راه حل فطری و واقعی برای حل مشکلات جوامع میداند و معتقد است بدون نیاز به تحول در روش اجتهاد میتوان با کارشناسی دقیق از مسایل زنان و تحقیق در منابع اسلامی حکم مسأله را متناسب با نیازهای زمان استنباط کرد.
ویژگیهای طیف اصولگرا عبارتانداز:
1- توجه به تفاوتهای طبیعی زن و مرد؛
2- توجه به حقوق و اخلاق به عنوان دو محور اصلی روابط زن و مرد؛
3- نفی تقابل و تضاد زن و مرد؛
4- توجه به خانواده به عنوان واحد بنیادین جامعه؛
5- حفظ استقلال و پرهیز از انفعال؛
6- پرهیز از تجددمآبی و تحجرگرایی.